X
تبلیغات
تحليل رفتار متقابل

تحليل رفتار متقابل

تحلیل رفتار متقابل چيست؟ (4)

تحلیل رفتار متقابل

این مبحث از علم روانشناسی بیشتر در مورد شخصیت افراد است برای دانستن و بهبود بخشیدن نظام باورها و تغییرات شخصی و درک رفتارهای اجتماعی ...مباحث تحلیل رفتار متقابل  بسیار وسیع است و ما اینجا فقط گزینده ای از مطالب آنرا بازگو میکنیم.....هر شخص دارای سه نوع حالت نفسانی است: (والد..بالغ..کودک)..این الگوهای رفتاری توسط اریک برن ایجاد شده است .. او معتقد بود انسانها دارای نهاد خوبی هستند و همه توانایی فکر کردن دارند...

حال به تعریف هر یک از این الگوها می پردازیم...

حالت نفسانی والد : همه ما در دوران کودکی با بایدها و نبایدهای بی شماری روبرو بوده ایم .. خیلی از قانونمندی های موجود در زندگی امروز ما برگرفته از احساسات و باورهای والدین ما ، خانواده ، اقوام و حتی جامعه میباشند که به نوعی به زندگی ما جهت میدهند.. و یا حتی میتوانند ما را از خیلی از موقعیتها و شرایط خوب و یا از مسایل خطرناک و مضر پیرامونمان دوری دهند:.. یه نمونه بارزش والدینی که به کودک خویش همیشه گوشزد میکنند « اتاقتو مرتب کن » کودک در مواقعی هم که یک انسان بالغی شد ممکن است این جمله  با همان لحن و همان صدا در ذهنش ظهور کند یا شخصی دیگر ممکن است مثلا در درس ریاضی همیشه احساس ضعف کند چرا که از کودکی والدین ، معلمین و افرادی دیگر به او این باور را داده اند..و اینکه مرتب به خود بگوید تو در ریاضیات ضعیفی یا فلان کار از دستت بر نمیاد و عین این جمله را در کودکی شنیده است  .. پس زمانی که من درست مانند والدین خود رفتار و فکر و احساس کنم من در حالت نفسانی والد خود قرار دارم....

حالت نفسانی کودک: رفتارها ، افکار و احساسهایی که از دوران کودکی فراخوانده میشوند..نمونه بارز اون ترس یک کودک از امتحانات آخر سال یا هر موقع که دیر به مدرسه میرود ..یا اگر از نظر اطرافیان کار زشتی کرده باشد در همه این موارد کودک به نوعی ممکن است سرزنش شود و ممکن است گریه کند یا قهر یا به نوعی احساس بی پناهی کند و این حالات و احساسات میتواند در بزرگسالی هم به همین ترتیب در مقاطع بالاتر زندگی اتفاق بیفتد مثلا شخصی که در محیط کار یا دانشگاه ترس از نمره نیاوردن و یا اخراج شدن را دارد  که این مربوط میشود به حالات و افکار و روحیات دوران کودکی و ترس از تنبیه شدن ..پس  زمانی که من حالات و رفتارم و احساساتم درست مانند کودکی ام شد من در حالت نفسانی کودک خود قرار میگیرم..

حالت نفسانی بالغ : این حالت نفسانی نه کودک است و نه والد فقط قانونمندیهایی را در زمان حال ایجاد میکند و تو در این حالت به اقتضای زمان و مکان تصمیم میگیری......مثلا شخصی در خیابان مشغول رانندگی است ناگهان راننده دیگری با سرعت جلوی او می پیچد، شخص با توجه به خلوتی خیابان  سریع ترمز میکند یا از سرعت خود میکاهد در این حالت او در وضعیت بالغ خود قرار گرفته ...

تعیین پیش نویس زندگی

پیش نویس زندگی همان قراردادها و باورهایی است که بصورت غیر ارادی با گذراندن تجربه هایی زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهد.

پیش نویس یک انسان موفق

لازمه پیروزی اینست که با آرامش و راحتی و شادکامی به هدف یا مطلوبمان برسیم اگر در کودکی تصمیم گرفتید که یک سیاستمدار یا پزشک یا یک خلبان موفق و محبوب شوید شما یک برنده هستید اگر تصمیم گرفتید که دانش فراوانی داشته باشید یا ثروت عظیمی بدست بیاورید در صورتی موفق هستید که ضمن تحقق اهدافتان به شادی و احساس خوب و محبوبیت برسید.

پیش نویس یک انسان ناموفق

به فرض شخصی تصمیم میگیرد که یک سیاستمدار شود ممکن است او به هدف خود برسد اما بعد از مدتی به دلایلی منفور جامعه شود و از سیاست کنار زده شود پس این شخص یک بازنده است یا شخصی که میخواهد پزشک شود ولی بعد از مدتی به خاطر سختی کار و دردهای عضلانی سخت و استرس احساس ناراحتی و بدبختی کند  از نظر برن شخصی که لزوما به هدف دلخواهش میرسد برنده نیست و همینطور بازنده کسی نیست که تحصیلات و ثروت آنچنانی نداشته باشد..

ممکن است کودکی پیش نویس زندگی خود را اینگونه طراحی کند برای اینکه والدینم مرا دوست داشته باشند باید کمتر حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم ...

دو عامل وجود دارد که فرد پیش نویس دوران کودکی اش را به جریان بیندازد:

-زمانیکه فرد در وضعیت فعلی اش بسیار تحت فشار باشد.

-زمانیکه بین وضعیت زمان حال و دوران کودکی اش شباهتی باشد.

پس هر چه میزان شدت و فشار بیشتر باشد فرد راحت تر به پیش نویس خود مراجعه میکند. مثلا کودکی را که پیش نویس خود را سکوت طراحی کرده بود فرض کنید در بزرگسالی با فرد مورد علاقه اش ازدواج میکند چون در کودکی یاد گرفته بود که اگر سکوت کند و کمتر ارتباط برقرار کند محبوب تر است در بزرگسالی هرچه شدت وابستگی اش به همسرش بیشتر شود سکوت و کم حرفی او در مقابل همسرش بیشتر خواهد شد و زمانی این فرد در حالت بالغ قرار میگیرد، که بدون توجه به پیش نویس کودکی اش ، با همسرش ارتباط برقرار کند...( شما اگر بتوانید پیش نویس های زندگی خود را اعم از عادتها و خصوصیاتی که در مواقع فشار و تنش  به شما دست میدهد را شناسایی کنید میتوانید در مواقع فشار این پیش نویس ها را از خود دور کنید و با حالت بالغ خودتان مسائل را حل کنید)

یکی از اهداف در علم تحلیل رفتار متقابل قطع کردن رابطه شخص با گذشته ناکام اوست و اینکه از نو باور و پیش نویسی را در زندگی فرد ایجاد کند ..و اصل مراقبه را به او یاد دهد که در مواقعی که این ذهن ناخودآگاه ، او را به صورت غیر ارادی به گذشته پرتاب کرد چطور خود را از زیر بار این باورهای نادرست رها کند و در حالتی آرام و زیبا توانایی خود را برای حل مسائل زندگی بالا  ببرد.( در 24 ساعت گذشته خود و روزهای قبل و هفته های پیش بررسی کنید ببینید که در کدام یک از حالات و الگوهای رفتاری « کودک،بالغ،والد» قرار داشتید و کدام یک از رفتارها در موقعیتهای مختلف بصورت مشابه تکرار میشوند....اگر یک رفتار را به یک شکل در موقعیتهای مختلف و تحت فشار و تنش تکرار میکنید شما به پیش نویس خود مراجعه کرده اید ....مثلا اگر در وضعیتی قرار دارید که مرتب در آن شکست میخورید اینطور تصور کنید که شما در وضعیت پیش نویس و از پیش تعیین شده ای هستید وضعیت و موقعیتی را تصور کنید که با موفقیت شما همراه باشد.)

یکی از راههایی که میتوانید پیش نویس زندگی خود را غیر فعال کنید این است که باورهای مربوط به یک دنیای تخیلی و کامل را فراموش کنید باور کنید که در دنیایی که هیچ گاه کامل نیست میتوان زیبایی و لذت را به آسانی یافت و یاد بگیرید چگونه نیازهای خود را ارضا کنید... این باور را از خود دور کنید و اینگونه فکر نکنید که برای خوشبختی و آرامش اگر هنوز به نتیجه نرسیده اید حتما درد و رنج کافی نداشته اید تا اینکه خود را مستحق آرامش بدانید ...با عشق پیش بروید اگر هم مطلوبی دارید...انجام دادن کاری که شما را به زحمت و فلاکت میکشاند لزوما آن کاری نیست که شما بدنبالشید.

نويسنده : زهرا عزیزی

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 21:47  توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چيست؟(3)

تحليل روابط متقابل

خاستگاه اصلي هر ارتباط خود فرد است، اکثر افراد فکر تغيير دادن ديگران هستند تا دنيايي بهتر داشته باشند در صورتيکه نبايد از روبرو شدن با واقعيت خود ترس داشته باشند و به جاي تغيير ديگران بکوشند خود را تغيير دهند نظریه تحليل رفتار متقابل( اريک برن)مي گويدرفتار انسانها معرف شخصيت آنان نيست بلکه رفتار قابل تغيير است و هيچ  کس کامل نيست لذا در حيطه عاطفي هدفهاي تربيتي از افراد شخصيت هايي مي سازد که بتواند با تمام ظرفيت خويش با محيط تعامل کنندو به استعدادهاي بالقوه خويش تحقق بخشند و زندگي پر بار تري را تجربه کنند. انسان همواره مي خواسته به چگونگي روابط خود با ديگران پي برده و پوياييهاي آنرا شناسايي کند و اعتقاد به دو بعد خوب و بد در انسان و کشمکش بين آنها از آغاز پيدايش انسان رايج بوده و در سرتاسر تاريخ و فلسفه اديان از آن ياد شده است در همين راستا اين نظريه يک مدل ساده از خود شناسي انسان ارايه کرده و در تحليل ساختار شخصيت مي گويد ما داراي سه گونه عمل و رفتار مي باشيم که شامل 1-والد 2-بالغ 3-کودک مي باشد اين سه بخش در تعامل با يکديگر بوده و انواع متفاوتي از شخصيت، رفتار و شيوه زندگي را مي سازند زماني که انسان به دنيا مي آيد فقط هسته درون که رنگ الهي دارد در او وجود دارد و در تعامل با والدين با ارزشها، باورها، سنتها و فرهنگ ها و..... آشنا شده و در مرحله تعامل با محيط بخش بالغ و متفکر و محاسبه گر فعالتر مي شود. بنابراين با کمک تحليل رفتار از سه جنبه مهم شخصيت انسان مي توان به شناخت رفتاري، احساسي و ذهني رسيد. لذا فرد سعادتمند کسي است که هماهنگي و دمسازي و نفوذ پذيري اين سه بخش شخصيت در او وجود داشته و ارتباط آن دچار اختلال نشده باشد با توجه به لزوم ارتباط دروني و بيروني اين سه بخش شخصيت، به حالات نفساني هر بخش اشاره کوتاهي مي کنيم.

الف)حالات نفساني والد: اطلاعاتي که از پدر و مادر يا جانشين آنها ضبط شده و به ما رسيده بخش والد افراد را تشکيل مي دهد که به دو گروه کلي والد حمايتگر و انتقاد گر تقسيم مي شود.

1-والد حمايتگر مثبت: حمايتي منطقي، سازنده  و به جا دارد و رابطه ايجاد شده محبت آميز است ولي والد حمايتگر منفي به صورت افراطي حمايت مي کند و منجر به رابطه تخريب کننده در فرد مي شود.

2- والد انتقاد گر مثبت: بدون تحقير کردن از رفتار فرد انتقاد مي کند در صورتيکه والد انتقاد گر منفي با کنترل و امر ونهي و کتک و مسخره کردن از شخصيت فرد انتقاد مي کند و منجر به رابطه تهاجمي در فرد مي شود.

ب) حالات نفساني بالغ: در درون هر کس نيرويي نهفته است که مي توان از آن تحت عنوان عقل و منطق و مصلحت براي برخورد با واقعيتها نام برد به اين جنبه شخصيت بالغ گفته مي شود که ارتباطي به سن، ميزان تحصيلات فرد نداشته و شامل توجه به واقعيت، جمع آوري اطلاعات، بررسي، تجزيه تحليل و نتيجه گيري منطقي مي باشد. اکثر انسانها با بخش والد خود زندگي ميکنند نه بخش بالغ خود بايد توجه داشت که پشت والد تفکري وجود ندارد ولي پشت بالغ تفکر وجود دارد.

ج) حالات نفساني کودک: وقتي شخصي در چنگ احساس گرفتار مي شود، آن حالت را غلبه کردن ((کودک)) بر شخص مي گويند.کودک افراد در دو گروه کلي کودک طبيعي و کودک انطباق يافته تقسيم مي شود.1-کودک طبيعي مثبت، لذت مي برد و به خود و ديگران آسيب نمي رساند (نسل قديم) ولي کودک طبيعي منفي لذت مي برد ولي به خود و ديگران آسيب مي زند (نسل جديد)2-کودک انطباق يافته مطيع از قوانين مثبت اطاعت کرده و رابطه سازگارانه اي دارد ولي کودک انطباق يافته منفي از قوانين منفي اطاعت کرده و دايم گول مي خورد و رابطه انفعالي دارد.و نوع تخريب کودک انطباق يافته، کودک شر و لجباز مي باشد که الگوي رفتاري اين کودکان،الگوي ناجي، آزار دهنده و قرباني مي باشد (والدين حمايتگر منفي اين الگو را دارند).علت لجبازي کودکان شر، فقر نوازشي در خانواده، والد بودن محيط و والدين و حس انتقام گرفتن مي باشد. بايد توجه داشت که نياز هاي فرزندان را برآورده کرد و گرنه اين نيازها تبديل به خواسته هاي متعدد و غير منطقي شده و منشا بروز مشکلات زيادي خواهد بود.

ه) هدف نهايي نظريه: هدف نهايي نظريه حذف کردن بخشهاي منفي در شخصيت و روابط و تقويت بخشهاي مثبت شخصيت است و اينکه باور هاي درست والد را تقويت و باورهاي غلط را تضعيف و حذف کرده بالاخره بخش بالغ خود را پر تجربه و تقويت کرده و ذهني منطقي و تجزيه گر نسبت به واقعيات داشته واز قيد و بند ها و انتقادات منفي والد قديمي رها کنيم. نمايشنامه زندگي افراد از ديدگاه اين نظريه شامل نگرش هاي چهار گانه زير است:

1-من خوب هستم، توخوب هستي (نگرشي سالم و اميد وارانه و متکي بر افکار، ايمان و عمل) برنده-برنده

2-من خوب هستم،تو خوب نيستي (نگرشي گناهکارانه به ديگران و متکي بر احساس) برنده -بازنده

3-من خوب نيستم، تو خوب هستي(نگرشي حقارت آميز و متکي بر احساس)بازنده - برنده

4-من خوب نيستم، تو خوب نيستي (نگرشي سازشکارانه ومخرب و متکي بر احساس) بازنده - بازنده هر چند مي بايست بر آسمان زندگي چشم دوخت ولي تنها بر روي زمين مي توان زيست. پس مي توان با خود صميمي بود و عمرمان را بهتر برويانيم.

معصومه حيدريان-کارشناس مشاوره

http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=42608

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 20:44  توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چيست؟ (2)

تحلیل رفتار متقابل چيست؟

 یکی از روش های توصیف شخصیت است. این روش با تقسیم کردن شخصیت به سه بخش کودک، والد و بالغ با توضیح و توصیف کل رفتارهای انسان از طریق این سه بخش اطلاعات بسیارمفید و کاربردی را به ما می دهد.

این روش با توضیح مراحل دوره ی کودکی به ما می آموزد که هر یک از این سه بخش کودک والد و بالغ چگونه شکل گرفته اند، محتویات آن بخش از شخصیت ما چیست چگونه بر زندگی گذشته، حال و آینده ما اثر می گذارد و ما با اطلاع از این مسائل

چگونه می توانیم در زندگی امروز خود و دیگران اثر بگذاریم؟

چگونه می توانیم رفتارهای آینده خود را پیش بینی کنیم؟

چگونه می توانیم رفتارهای آینده دیگران را پیش بینی کنیم؟ 

چگونه با کودکان رفتار کنیم تا این سه بخش شخصیتشان به خوبی شکل بگیرد؟

تحلیل رفتار متقابل علاوه بر این یک رویکرد قدرتمند در شناخت نوع روابط بین انسان هاست یکی از مفاهیم  که در این بخش از این رویکرد بسیار خودنمایی می کند مفهوم بازی است.

بازی نامی است که روان شناسان به آن بخشی از روابط افراد اطلاق می کنند که فرد بخواهد بطور غیر مستقیم از دیگران صمیمیت دریافت کنند. 

شناخت روش های افراد برای بدست آوردن صمیمیت موجب می شود که بتوانیم شناخت کاملی نسبت به خود و دیگران در روابط بین فردی و اجتماعی بدست آوریم که این خود کمک زیادی به خود شناسی و دیگر شناسی ما است از امتیازات دیگر این رویکرد طرح درمان برای مسائل و مشکلات پیش آمده است که به ما کمک می کند تا حد زیادی به حل مسائل و مشکلاتمان بپردازیم.

http://psychomehr.com/fa/Service/162.aspx منبع :

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 20:25  توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چيست؟(1)

 

 تحلیل رفتار متقابل چيست؟



(Transactional Analysis)

تحلیل رفتار متقابل یا Transactional Analysis (TA) یک تئوری روان‌شناسی است که توسط دکتر اریک برن در سال 1950 میلادی ارایه گردید و به لحاظ کاربرد آن در حل مشکلات احساسی و رفتاری، مورد قبول جامعه روان‌شناسی قرار گرفته و تدریجاً در زمینه‌های مشاوره، روان‌کاوی،  گروه درمانی، مدیریت، جامعه‌شناسی، توسعه سازمانی و آموزش، نظریه‌های جدیدی ارایه نموده و گسترش پیدا کرده است. ابهام و پیچیدگی در مفاهیم، تخصصی بودن و زمان طولانی درمان در دیگر روش‌های روان درمانی باعث شد تا تحلیل رفتار متقابل با مفاهیم اساسی و واژه‌های ساده سریعاً جایگزین روش‌های روان درمانی قدیمی گردید. به همین جهت تحلیل رفتار متقابل عمومیت یافته و هر جا که انسان‌ها حضور داشته و با یکدیگر ایجاد رابطه می‌نمودند کاربرد عملی پیدا کرد و ابزاری برای تغییر و حل مشکلات قرارگرفت. تحلیل رفتار یک مکتب علمی کاربردی می‌باشد که در آن از به کار بردن مفاهیم پیچیده اجتناب شده است و نظریات آن به صورتی مطرح شده‌اند که به راحتی می‌توان آنها را مشاهده و تجربه نمود.

در تحلیل رفتار متقابل نقش محیط و ارتباط اجتماعی از اهمیت فراوانی برخوردار است با این حال نهایتاً افراد خود مسؤول زندگی و رفتار خود هستند و فرد باید این مسؤولیت را پذیرا باشد و به نقش خود در زندگی بیشتر از هر عامل دیگری توجه نماید.

تحلیل رفتار متقابل به روابط و مشکلات درونی شخص و رابطه انسان‌ها با یکدیگر توجه خاصی دارد و اعتقاد بر این است که اگر افراد با یكدیگر روابط سالم، صمیمانه و صادقانه داشته باشند و آن را جایگزین روابط مخرب، منفی و تحقیر‌آمیز نمایند قادر خواهند بود که از فشار‌های روانی خود و دیگران بکاهند و از زندگی لذت بیشتری ببرند.

 

تحلیل رفتار متقابل در عین سادگی این توانایی را دارد تا افکار و احساسات پیچیده، سردرگم و پریشان شخص را سامان بخشد تا فرد با تفکیک و سازماندهی افکار و احساسات، شناخت بهتری از خود به دست آورد و در نتیجه با آگاهی بیشتر به نقاط ضعف و قدرت خود، رفتارهای سالم و سازنده‌ای را اختیار نمایند، انسان را توانمند می‌سازد که در بحران‌های روحی- روانی خود قادر به تجزیه و تحلیل مشکل و حل آن باشد. همچنین تحلیل رفتار متقابل این امکان را فراهم می‌آورد که ساختار شخصیت را به صورت نمودارهای شخصیتی ترسیم نمود،  به طوری‌که هر فرد آشنا با این روش با دیدن نمودار می‌تواند به ساختار شخصیتی و روابط متقابل فردی که نمودار آن ثبت شده پی‌ببرد.

امروزه متخصصین تحلیل رفتار متقابل می‌توانند ادعا کنند که با استفاده از روش‌های کاربردی و زبان تازه‌ای که برای روان‌شناسی ابداع شده دامنه آن به علوم اجتماعی، آموزشی، مدیریت منابع انسانی، ساختارهای سازمانی، روانکاوی و گروه درمانی کشیده شده است. بدین ترتیب پویایی تئوری تحلیل رفتار آن را متمایز از دیگر مکاتب قرار داده است.

اساس نظریه اولیه تحلیل رفتار متقابل، بر پایه حالت‌های شخصیتی  ارایه گردیده، اریك برن این حالت‌های شخصیتی را در سه بخش «والد»، «بالغ»و «كودك» معرفی نمود كه شامل نوعی نظام به هم پیوسته فكر كردن، احساس كردن و رفتار كردن است؛

 در مرحله دوم و در تكامل نظریه، تحلیل رفتار متقابل یعنی رابطه بین افراد مورد توجه و بررسی قرار گرفت و  براساس واكنش‌های همزمان روانی و اجتماعی و تبادل رابطه‌های متقابل طبقه بندی و ارایه گردید.

در مرحله سوم با مشاهده رابطه‌های پنهان و دو سطحی در ارتباط‌های متقابل، بازی‌های روانی كه بین افراد در جریان است كشف گردید و  پیش بینی نتیجه نهایی این گونه بازی‌های روانی مشخص و تعریف شد.

چهارمین مرحله رشد  و تكمیل نظریه تحلیل رفتار متقابل، تحلیل زندگی نامه یا نمایش‌نامه زندگی است كه به بازی‌های روانی مشابهی كه مردم بارها آن را تكرار می‌كنند می‌پردازد. این طرح كلی، شیوه زندگی افراد را تعیین می‌نماید و ساختار نمایش‌نامه زندگی هر کس را مشخص می‌کند.

 

با دستیابی به نظریه تحلیل رفتار متقابل می‌توان به شناخت مشكلاتی كه در  افراد موجب عدم تعادل در ساختار شخصیت و ارتباط با دیگران و تكرار بازی‌های روانی و نمایش‌نامه زندگی می‌گردد دست یافت و راه كارهای تغییر و درمان آنها را كشف و ارایه نمود.

درمانگرهای نوگرا در تحلیل رفتار متقابل،  با ارایه نظریه‌ها و روش‌های جدید و اقتباس از نظریه‌های دیگر، به نوعی مكتب روانی درمانی اقتضایی دست یافتند كه در درمان و تغییر رفتار بسیار مؤثر و كار آمد بوده است.

اصلی‌ترین كاربرد تحلیل رفتار متقابل در انسان‌ها، ایجاد شناخت رفتاری، احساسی و ذهنی است كه سه جنبه مهم شخصیت است. با كمك تحلیل رفتار و به منظور كسب معرفت از شخصیت بالقوه و كشف جایگاه واقعی خویشتن، تغییر در ساختار شخصیتی كاملاً امكان پذیر می‌گردد.

در تحلیل رفتار متقابل هرتغییر رفتاری یا احساسی در مرحله اول با بینش منطقی شروع می‌گردد كه در واقع شناخت مجموعه نقاط ضعف و قوت رفتار، تفكر و یا احساس فرد است و پس از پذیرش منطقی آن، توسط حالت‌های شخصیتی، درك احساسی جهت  تغییر نهایی حاصل می‌شود. مهم‌ترین عوامل كمك كننده برای قبول و پذیرش تغییر در نظریه تحلیل رفتار متقابل شفاف بودن، عامل بودن؛ و انعقاد قرار داد برای تغییر در خویشتن است كه قرار داد  توسط خود درمان جو و یا بین او و درمانگر تعیین می‌شود.

از سال 1970 T.A. بصورت رسمی در جهان شناخته شد وبنیانگذار آن دكتر اریك برن میباشد. این نظریه دارای دیدگاههای روانشناسی فردی و اجتماعی است.

T.A. (تحلیل رفتار متقابل) راهی است برای آنكه ببینیم بین مردم و درون مردم چه میگذرد. با این روش میتوان روشن كرد كه در لایه های زیرین ارتباطات جاری بین انسانها به واقع چه چیزی در حال رخ دادن است و انتخابهای دیگری را نشان میدهد كه كسانی كه درگیر آن روابط میباشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب كنند.

T.A. بطور گسترده ای در این زمینه ها مورد استفاده قرار میگیرد:

مدیریت، تعلیم و تربیت، سیاست ،مذهب ،آموزش ،مشاوره، رواندرمانی و روانپزشكی.

T.A. روشی بسیار متداول است زیرا بطور گسترده ای از زبان محاوره ای استفاده میكند كه برای تمام افراد در تمام سنین قابل درك است.

درT.A. افراد برای یافتن راه حل مشكلاتشان مشاركت دارند، آنها این توانایی را میابند تا از طریق بستن قرارداد به شناخت توانائیهای بالقوه خود برای تغییر پی ببرند.

نهایت كاركرد T.A. در آن است كه افراد را به نقطه ای هدایت كند تا با نگاهی نو به تجارب ناخوشایند گذشته شان بتوانند رفتارشان را اصلاح كرده یا تغییر دهند تا به این طریق به خود كمك كرده و به یك

برنده تبدیل شوند.

نظرات و مفاهیم در T.A.

حالات نفسانی خود

درون هر انسانی یك مكالمه دایمی وجود دارد، گاهی یك جروبحث ،گاهی جدل. وقتی شخص تصمیمی میگیرد ، درواقع این تصمیم ناشی از مكالمات ذهنی و درونی فرد و آنچیزی است كه به خود میگوید.

T.A. به این انواع تجلیات خود حالات نفسانی من میگوید T.A. همچنین شرح میدهد كه این گرایشهای درونی متفاوت از كجا نشات میگیرند.

حالات نفسانی خود شامل والد، بالغ و كودك است. T.A. برای هر یك از این حالات نفسانی خود صفات مثبتی را در شرایط خاص قائل است. هر یك از این حالات نفسانی احساسات، تفكرات و قضاوتهای ارزشی خاص خود را دارا میباشد.

والد: مجمو عه ای از پیشداوریها، باورها و تعصبات میباشد . این بخش از شخصیت با دستورالعملهای زندگی و باید و نبایدهای آن سر و كار دارد و دارای دو بعد میباشد یكی بعد نوازشگر است كه حالت حمایتی دارد و بعد دیگر انتقادگر است كه بر خلاف بعد قبلی سختگیر و یا آزارگر نیز میتواند باشد. والد میتواند كنترل كند، تصمیم بگیرد، نقش بازی كند و دلیل تراشی كند و نیز ممكن است دربعضی موارد نیز حق با او باشد. والد انتقادگر را معمولا در افرادی با عزت نفس پائین و عناد بخود  همراه دانسته اند.

 

بالغ: خوب پردازش كردن اطلاعات و برخورد مناسب و شایسته از حالات نفسانی بالغ سرچشمه میگیرد. تصمیماتی كه منطقی و برمبنای حقایق موجود میباشند نیز از حالات نفسانی بالغ نشات میگیرند.

اظهارنظرهای منطقی و احساسات اخلاقی ، اهداف و واقعگرایی با این بخش از شخصیت ما سروكار دارند.

كودك: در تعاریف T.A. كودك بعنوان منبع خلاقیت ، بازآفرینی و منبع اساسی سرزندگی محسوب میشود. هیجانات، احساسات و تصوراتی كه كودك دارد ممكن است توسط یك والد سختگیر و حتی توسط یك والد نوازشگر سركوب شود كه میتواند در دراز مدت بر شخصیت فرد اثرات نامطلوبی داشته باشد كه خود ممكن است به بیماریهای روان تنی نیز منجر شود. این بخش از شخصیت چنانچه تحت نظارت بالغ قرار نگیرد میتواند دیدگاه غیر واقعی نسبت به زندگی داشته و براساس تكانه های احساسی و هیجانی رفتار كند.

هدف T.A. كمك به فرد است تا انتخاب كند كه در شرایط و زمانهای خاص میخواهد در كدامیك از حالات نفسانی باشد بجای اینكه صرفا اجازه دهد تا این حالات نفسانی دائما احساسات ، افكار و گرایشات و رفتار او را كنترل كنند.

نوازشها و مبادلات

T.A. معتقد است كه تمام تعاملات بین افراد از نوازشها و مبادلات ساخته شده.

نوازش : هر نوع ارتباط متقابل بین دو نفر در واقع به معنای آن است كه فرد دیگری متوجه حضور ما شده و یا به ما این احساس را بدهد كه حضور ما را درك كرده است. نوازش میتواند كلامی یا غیركلامی، مثبت (در آغوش گرفتن)یا منفی( كتك زدن) ، شرطی یا غیر شرطی و دارای شدتهای متفاوت باشد.

یك مبادله ارتباط بین دونفر یا یك معامله دو جانبه نوازش بین آن دو میباشد.

گاهی مبادلات «متقاطع» و گاهی «پنهانی» میباشند و گاهی باعث سو تفاهمات و یا قطع شدن روابط میگردند. بطور كلی شش رابطه بین حالات نفسانی دو نفر وجود دارد كه عبارتند از رابطه: والد- والد ، والد-كودك، والد - بالغ، بالغ - بالغ، بالغ - كودك و كودك- كودك.

بعنوان مثال صحبت راجع به آب و هوا میتواند راهی برای ارتباط والد- والد باشد ، یك گفتگوی منطقی بین دو نفر میتواند راهی برای ارتباط بالغ- بالغ باشد و همچنین زمانی كه دو نفر با هم شوخی و تفریح میكنند نیز میتوانند در حالت نفسانی كودك- كودك باشند.

مواضع فرد در زندگی

مفهوم دیگری كه در T.A. مطرح است آن است كه مردم نگرشهای اساسی خاصی را نسبت به خود و دیگران انتخاب میكنند كه میتواند مثبت یامنفی باشد . این نگرشها میتوانند به این صورت باشند : من خوب هستم یا من خوب نیستم ودیگر آنكه : تو خوب هستی یا تو خوب نیستی.

ساختارهای زمانی

T.A. به شش روش گذراندن وقت وزمان اشاره میكند:

- كناره گیری

- تشریفات

- وقت گذرانی

- فعالیت

- بازیها

- صمیمیت

اریك برن در معروفترین كتاب خود «بازیها» به تشریح و آشكار كردن اینكه مردم چطور با انجام عادات وكارهای روانی ناسالم باعث رنجش و ناراحتی خود و دیگران میشوند پرداخته است كه البته میتوان آنها را تغییر داد .

بازیها و نمایشنامه ها

بازیها راههایی هستند كه فرد در كودكی آموخته و با انجام آنها فرد از ایجاد صمیمیت اجتناب میكند ( آگاهانه یا ناآگاهانه)، كه البته میتواند با بازنگری بالغ آنها را تغییر دهد. بازیها بر خلاف مفهوم رایجشان لزوما به معنای لذت بردن و داشتن اوقات خوب نیست بلكه در واقع باید از آن اجتناب كرد وتا حد امكان سعی در رها شدن از آن داشت.

نمایشنامه:

هر یك از ما در دوران كودكی داستان زندگی خود را مینویسیم این نمایشنامه برای تمام مدت عمر طراحی میشود و مبتنی بر تصمیمات دوران كودكی و برنامه نویسی پدر و مادر هستند كه پیوسته تقویت میگردند. مهمترین تصمیم درباره نمایشنامه برنده یا بازنده بودن آن است

    منبع : وبلاگ مثبت من

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 20:24  توسط ح. رضازاده  |