تحليل رفتار متقابل

خودشناسي و بهبود ارتباطات با تكنيك تحليل رفتار متقابل

پیش‌نویس زندگی و مثلث کارپمن

پیش‌نویس زندگی و مثلث کارپمن

 

پیش‌نویس زندگی برای اولین بار توسط اریک برن و کلاد اشتاینر در اواسط دهه ۱۹۶۰ بنیان نهاده شد و بعدها توسط نویسندگان دیگر تحلیل رفتار متقابل، تحلیل و بررسی شد و بسط یافت.

کودک در سال‌های اولیه زندگی خود، براساس شناختی که از جهان به دست می‌آورد، داستانی برای زندگی خود در نظر می‌گیرد. این داستان مانند همه داستان‌ها و افسانه‌های دیگر، یک نقطه شروع ، میانی و پایانی دارد. در این داستان کودکانه، افراد خوب، شریر و دیوصفت، وجود دارد و هر کدام از این افراد در این داستان نقشی برعهده دارند. طرح زندگی می‌تواند کمدی، تراژدی، روح‌افزا یا کسل‌کننده باشد و می‌تواند پایان خوب یا بدی داشته باشد.
اریک برن در کتاب «اصول درمان‌های گروهی» پیش‌نویس زندگی را «طرح ناخودآگاه زندگی» می‌نامد و در کتاب «بعد از سلام چه می‌گویید» در یک تعریف کامل‌تر می‌گوید: «طرح زندگی که در دوران کودکی ریخته شده است، به وسیله والدین تقویت شده و با حوادث بعدی توجیه شده است و بالاترین نمود آن در انتخاب‌هایی است که شخص در زندگی به عمل می‌آورد

این مفهوم که زندگی بزرگسالی انسان، تحت تأثیر دوران کودکی وی قرار دارد، از مفاهیم رایج در دنیای روانشناسی است و بسیاری از مکاتب روانشناسی، اصول خود را بر این مفهوم پایه نهاده‌اند. طرح پیش‌نویس زندگی هم یکی از مفاهیمی است که مستقیماً به این تأثیر دوران کودکی اشاره می‌کند. اما در مقایسه با سایر مکاتب، خصوصاً مکتب روان تحلیلی چند خصوصیت شاخص و منحصر به فرد دارد که در ذیل به آنها خواهیم پرداخت:

۱) تصمیمات پیش‌نویسی توسط خود کودک گرفته می‌شود؛
آنچه اریک برن بر آن تاکید می‌کرد، اهمیت نقش فاعلی کودک در طرح پیش‌‌نویس زندگی خود وی است و اینکه عوامل بیرونی مانند والدین در درجه دوم تاثیرگذاری قرار دارند. به عبارتی کودک خودش تصمیم می‌گیرد، البته با یک سری داده‌های احساسی از دنیای بیرون که در اکثر اوقات منطبق بر واقعیت نیست.
۲) پیش‌نویس زندگی به سرانجامی هدایت می‌شود؛
هر پیش‌نویسی به یک پایان و سرانجام ختم می‌شود. همان طور که اشاره کردیم، کودک برای داستان خود یک پایان هم در نظر می‌گیرد و تمام بخش‌های ابتدایی و میانی را طوری طرح‌ریزی می‌کند که به سرانجامی معین ختم شود. در دنیای بزرگسالی این مفهوم این گونه نمود پیدا می‌کند که ما با انجام یک سری اعمال و دوری از یک سری افعال دیگر، زمینه را برای رسیدن به سرانجامی از قبل تعیین شده فراهم می‌کنیم. به عنوان مثال زنی که در پیش‌نویس زندگی خود، سرانجامی با عنوان «همه مرا ترک می‌کنند.» در ذهن دارد، بالاخره کارهایی می‌کند که همسرش پس از یک دوره معین وی را ترک می‌کند. پس ما رفتارهایی از خود نشان می‌دهیم که ما را به سرانجامی از پیش‌ تعیین شده نزدیک می‌کند.

 چرا پیش‌نویس زندگی را می‌نویسیم

دنیایی که کـــودک در آن زندگی می‌کند با دنیای بزرگسالی بسیار متفاوت است. آنچه کودک می‌بیند و درک می‌کند بسیار متفاوت با ماست. هر صدای بلندی یک انفجار مهیب، هر فرد غریبه‌ای یک هیولای بزرگ و خطرناک و هر تنها ماندنی یک طرد و تنها ماندن تا پایان عمر به نظر می‌آید.
دنیای کودک پر است از فجایع و خطرات قریب‌الوقوعی که باید فکری برای آنها بکند. پس کودک با توجه به این واقعیت‌سنجی ناقص خود، یک سری عقاید و افکار درباره دنیای اطراف و خودش می‌سازد و دنیا را به وسیله این افکار، تحلیل و بررسی می‌کند و در ادامه با توجه به این تحلیل‌ها، تصمیماتی درباره دنیای اطراف خود می‌گیرد. به عنوان مثال فرض کنید کودکی در بیمارستان بستری می‌شود و تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد. این عمل جراحی که برای زنده ماندن کودک بسیار حیاتی است، از نظر کودک یک فاجعه و ظلم بسیار بزرگ است که در آن مادر، وی را تنها گذاشته و رفته است. خشمی که کودک از مادر خود در دل دارد، به این تصمیم پیش‌نویسی ختم می‌شود که «مادر قابل اعتماد نیست» و براساس یک مـــکانیزم همیشگی در این گونه موارد، به این تصمیم کلی می‌رسد که «زن‌ها قابل اعتماد نیستند.»
این مفهوم در دنیای بزرگسالی سرنوشت روابط عاطفی وی را تعیین می‌کند. نکته قابل توجه این است که تصمیمات کودکی براساس هیجانات و احساسات خام گرفته می‌شوند و رنگ و بوی عقلانی ندارند و ردپای عقل سلیم و منطق بزرگسالی در آن‌ها به چشم نمی‌خورد و کودک با این اطلاعات غلط درباره نیات و اعمال و پدیده‌ها، نسبت به تصمیم‌گیری و تعمیم آنها اقدام می‌کند. پس در کل باید گفت تصمیمات پیش‌نویسی بهترین روش برای کودک است تا برای دنیای پرآشوب و پرمخاطره‌ای که در آن زندگی می‌کند تدابیری بیندیشد.

همان طور که پیشتر از قول اریک برن عنوان کردیم وی در مورد پیش‌نویس زندگی می‌گفت: «با حوادث بعدی توجیه می‌شود…». این توجیه در حقیقت فرایندی است که برای تایید پیش‌نویس زندگی انجام می‌شود. انسان چه در کودکی و چه بزرگسالی در بررسی واقعیت طوری به تحلیل و تفسیر می‌پردازد که دیدگاه وی درباره جهان یا همان پیش‌نویس زندگیش مورد تهدید واقع نشود و تایید شود. به عنوان مثال در مورد فردی با دیدگاه «زن‌ها قابل اعتماد نیستند»، در هر واقعه‌ای تحلیل و تفسیری انجام می‌شود که در نهایت این دیدگاه وی را تایید کند. به عبارتی برای تایید دیدگاه بی‌اعتمادی، فرد شواهد و مدارکی بی‌پایه جمع می‌کند که البته از نظر خودش کاملاً درست است.

براساس محتوا، سه نوع پیش‌نویس تعریف شده است:

۱) برنده و موفق
۲) بازنده
۳) غیربرنده یا معمولی

‌● برنده و موفق

از نظرگاه اریک برن، کسی که پیش‌نویس برنده و موفق دارد، به اهداف موردنظر خود می‌رسد. نکته بسیار مهم این است که فقط وقتی عنوان برنده و موفق قابل استفاده است که فرد با آرامش و شادکامی به اهداف خود برسد. اگر شما یک میلیونر هستید تنها زمانی عنوان برنده به شما اطلاق می‌شود که شادکام و خوشبخت باشید و خودتان نیز در مورد خود و موفقیت‌هایتان احساس خوبی داشته باشید.

● بازنده

به عکس مفهوم برنده، بازنده شخصی است که به اهداف خود نمی‌رسد. به عنوان مثال فردی که تصمیم به ثروتمند شدن می‌گیرد و در نهایت از فقر سر درمی‌آورد، یک بازنده است. بازنده دیگری هم داریم که ثروتمند شده است ولی شادکام و خوشبخت نیست و دچار انواع صدمات جسمی و روحی شده است.
پس از نظر برن موفق و برنده بودن باید بسیار دقیق تعیین شود. اگر شما در کودکی تصمیمی پیش‌نویسی با ایـن عنوان بگیرید که «من معمولاً شکست می‌خورم » ، رسیدن به این تصمیم پیش‌نویسی، صدمات جسمی و روحی زیادی برای شما به همراه می‌آورد.

● غیربرنده و معمولی

افرادی هم هستند که در زندگی راهی حاشیه‌ای را انتخاب می‌کنند و خود را به خطر و دردسر نمی‌اندازند. آنها بسیار محتاط‌ اند، خود را درگیر هیچ مسأله‌ای نمی‌کنند و همیشه در حاشیه زندگی می‌کنند. مثل کارمندی که سی سال بدون وقفه در بخش جانبی اداره‌ای کار می‌کند و بدون هیچ تغییر و پیشرفت چشمگیری بی‌سرو صدا بازنشسته می‌شود و به کنج خانه‌اش برمی‌گردد و مدام می‌گوید اگر شانس و فرصت مناسب بود، من حتماً موفق می‌شدم.
توجه به این نکته الزامی است که باید در طبقه‌بندی‌های بالا احتیاط لازم را به عمل آورد. باید دقت کنیم که این طبقه‌بندی‌ها نسبی است و برای هر فرد متفاوت است و برنده و بازنده بودن را باید اغلب در هدف‌هایی که فرد انتخاب می‌کند و در احساسی که فرد درباره محتوای زندگیش دارد جستجو کرد. اغلب پیش‌نویس‌هایی که ما انتخاب می‌کنیم، ترکیبی از سه نوع بالاست. به عنوان مثال فردی که تصمیم گرفته در زمینه فکری موفق، در زمینه بدنی منفعل و در زمینه عاطفی بازنده بزرگی باشد.

پیش‌نویس زندگی در خارج از حیطه آگاهی ما قرار دارد و ما در بزرگسالی از فرایند تشکیل آن در کودکی بی‌خبریم و هیچ خاطره‌ای از آن نداریم. اما این دلیل بر تغییرناپذیری پیش‌نویس‌ها نیست. شما با شناخت طرح‌های پیش‌نویسی خود به وسیله خودتان یا با کمک روانشناس تحلیل رفتار متقابل می‌توانید نسبت به تغییر آنها اقدام کنید. وجود پیش‌نویس‌های برنده و موفق در زندگی می‌تواند کیفیت و سرنوشت زندگی شما را به کلی دگرگون کند.

مثلث کارپمن

مثلث کارپمن توسط روان شناسی به همین نام طراحی شده است. این مثلث شامل سه ضلع زیر است.

 

 

مثلث کارپمن

در این مثلث با این که سه ضلع وجود دارد اما همیشه دو نفر در آن بازی می کنند. و همواره تغییر نقش می دهند. این دو نفر همواره همدیگر را پیدا می کنند و در ابتدا هر دو از بازی لذت می برند. کسی که وارد این بازی می شود، فرقی نمی کند که در کدام نقش بازی می کند، به دنبال کنترل کردن و یا کنترل شدن است.خیلی از رابطه های دوستانه و حتی زناشویی در قاعده مثلث کارپمن می گنجند. زن های سنتی ای که همیشه در نقش قربانی بازی می کنند و با افتخار می گویند که از نوکری کردن برای مردشان لذت می برند یا مردهای سنتی ای که همیشه دوست دارند در نقش ناجی زن ها بازی کنند و وقتی زن دیگر دوست ندارد ناجی داشته باشد، مردها از زجر دادن لذت می برند.

حس یک زن بعد از ناتوانی در ایجاد یک رابطه احساسی با یک مرد دیگر، حس یک قربانی است. وقتی نمی خواهد قربانی باشد پس سعی می کند با زجردادن طرف مقابل، کنترل بازی را دست بگیرد و طرف مقابل را نگه دارد. این مثلث در خیلی از دوستی ها و همکاری ها هم اتفاق می افتد. نقش ها همواره تغییر می کنند و یک ناجی هم می تواند نقش قربانی را بازی کند. مطلب نا امید کننده این است  که برای خارج شدن از این مثلث فقط باید رابطه را قطع کرد.

ناجی: نجات دهنده ها معمولاً کسانی هستند که همواره دوست دارند با توانایی هایی که دارند مشکلات دیگران را حل کنند. کسانی که این نقش را بازی می کنند حتماً از توانایی احساسی، معنوی و یا کاری بالایی برخوردار نیستند. بلکه در بسیاری از موارد ( و شاید بشود گفت همه موارد) از ضعف شخصیتی شدیدی هم رنج می برند. در حقیقت ناجی به دنبال پوشش دادن بر حس ضعف خودش است.

زجردهنده: زجر دهنده کسی است که از کمک خود پشیمان شده است و حالا برای جبران به دنبال زجردادن طرف مقابل است. زجردهنده می توانند نجات دهنده ای باشند که حالا قربانی به حرف او گوش نمی دهد و می خواهد کنترل بازی را از دست ندهد. یا می تواند قربانی ای باشد که می خواهد از نقش خود خارج شود و کنترل بازی را به دست بگیرد. یا حتی دوستی که کمکی کرده و می خواهد برای جبران پشیمانی خود، طرف مقابل را زجر بدهد.

قربانی: قربانی کسی است که از لحاظ روحی خودش را شکست خورده و ناامید می پندارد. دلیلی ندارد که واقعاً شکست خورده باشد. یا حتماً ضربه ای خورده باشد. همین که حس کند در یک رابطه، همکاری، یا زندگی خود شکست خورده کافی است تا وارد نقش یک قربانی بشود. او نمی تواند با این موضوع کنار بیاید که مسئله را کنار بگذارد یا شکست را بپذیرد. برای پوشش دادن این ضعف خود به دنبال ناجی می گردد. یا سعی می کند طرف مقابل را رنج بدهد.

 

چگونگی تغییر نقش ها:

در بالا گفتم که مثلث کارپمن یک بازی دو نفره است که با تغییر نقش ها کامل می شود. دلیلی ندارد که نقش ابتدایی تا انتها با شخص باقی بماند. حتی یک ناجی می تواند مدت زمان زیادی نقش قربانی را بازی کند. پس زیاد دلخوش نباشید که می توانید همیشه بازی را کنترل کنید.

ناجی به زجردهنده: شایع ترین تغییر نقش در مثلث کارپمن است. یک نجات دهنده که معمولاً خودش هم وارد بازی می شود، سعی دارد طرف مقابل را نجات بدهد. ایده ها و راهنمایی های اولیه ممکن است مؤثر باشند و جواب هم بگیرند. اما وقتی در مقابل این ایده ها نوازش مورد نظر را دریافت نمی کند یا حتی در مورد ایده های بعدی جواب کافی را نمی گیرد، سعی می کند با زجر دادن طرف مقابل را کنترل کند. زجر دادن شیوه های متفاوتی دارد که فحش دادن، دعوا کردن، فشار آوردن کلامی و… از این شیوه هاست.

زجردهنده به ناجیشخصی که مدام زجر می دهد بالاخره موفق می شود که شخص مقابل را راضی کند تا کاری را که می خواهد انجام دهد. پس نجات دهنده می شود.

زجردهنده به قربانیوقتی یک زجردهنده نمی تواند حرف خودش را به کرسی بنشاند، در حقیقت شکست خورده است. او زمان و انرژی خود را در رابطه باخته است و حالا تبدیل به یک قربانی شده است.

قربانی به زجردهندهیک قربانی می تواند مدام با شکایت کردن از وضع خود، تبدیل به یک زجردهنده بشود. وقتی یک ناجی قربانی را پیدا می کند، در ابتدا می تواند کنترل بازی را دست بگیرد. قربانی از حضور ناجی خوشحال است. اما وقتی که یک قربانی دیگر نخواهد نقش خود را ادامه بدهد، ناجی را تحت فشار می گذارد و با زجر دادن سعی می کند که از این نقش بیرون بیاید.

ناجی به قربانیوقتی یک قربانی تبدیل به زجردهنده می شود، ناجی احساس می کند که در نجات دادن طرف مقابلش شکست خورده است. او تبدیل به یک قربانی می شود.

قربانی به ناجیوقتی یک قربانی به حرف ناجی خود گوش نمی دهد و ناجی تبدیل به یک زجردهنده می شود، حالا او است که سعی می کند ناجی را متقاعد کند که دست از این وضعیت بردارد. در حقیقت قربانی سعی می کند به ناجی بفهماند که رفتار او از سر ضعف است و می خواهد ناجی خود را حالا تبدیل به زجردهنده شده از این وضعیت عصبی نجات بدهد.

 

چگونگی خارج شدن از مثلث:

همان طور که گفتم مطلب نا امید کننده این است که برای خارج شدن از این مثلث فقط باید رابطه را قطع کرد. اما می شود وارد رابطه نشد. رابطه مثلث کارپمن یک نوع بازی است. در یک بازی به چه چیزی می رسیم؟ ایجاد نوازش، تثبیت وضعیت موجود، جلوگیری از صمیمیت و حتی پر کردن وقت. بازی تلاش کودک درون است برای کنترل وضعیت و رهایی از احساس بد درونی. اما تنها چیزی که با این بازی عاید این کودک درون می شود جدایی او از دیگران و تشدید احساس وابستگی است.

می تواند یادمان باشد وقتی قرار است به کسی کمک کنیم، قرار نیست او را نجات بدهیم. و وقتی کمک کردیم با میل درونی این کار را کردیم و از بی مهری طرف مقابل ناراحت نشویم. و یادمان باشد که وقتی از کسی کمک می خواهیم، در حقیقت برای همین یک کار از او کمک خواسته ایم و قرار نیست که او ما را نجات بدهد و یا مسئول شکست های ما باشد.

اما وقتی کسی می خواهد با ما وارد بازی شود چه کار باید کرد؟ وقتی با محرکی روبرو شدیم که کسی می خواهد وارد بازی شود؟ معمولاً از سه طریق زیر یک شخص وارد بازی می شود.

۱) ناجی: «می دونم این کار به من مربوط نیست اما…»، «با این که وظیفه ام نیست اما من می تونم این مشکلتون رو حل کنم…» . (یک ناجی که به دنبال قربانی می گردد.)

راه حل: از لطف او تشکر کنیم و مسئله را خودتان حل کنیم. اصلاً نگذاریم حرفش را بزند. اما بی احترامی نکنیم که محرک زجر دهنده اش را تحریک کنیم. «از لطف شما ممنون. شاید بتونیم خودمون مسئله رو حل کنیم.»،

۲) زجردهنده: «می خوام باهات رک صحبت کنم.» یا «از این که این قدر رک حرف می زنم معذرت می خوام…» . (زجر دهنده ای که به دنبال قربانی می گردد و می خواهد تیشه اش را فرود بیاورد.)

راه حل: با متانت به حرف های او گوش بدهیم. حتی با شوخی جلوی عصبانیت او را بگیریم. یا حتی بحث را عوض کنیم. «حالا چرا این قدر خشن؟!»، «اول بشین یه چایی بخوریم بعد…»

۳) قربانی: «تو خیلی توی این کار واردی…»، «من یه همکار خیلی جدی می خوام…» . (یک قربانی که دنبال ناجی می گردد.)

راه حل: موضوع را دست کم بگیریم و بحث را عوض کنیم. «تا منظورت چه کاری باشه! (با ادا اطوار)»، «دوستان زیادند. من هم یه چیزهایی بلدم…» 


برچسب‌ها: پیش‌نویس زندگی و مثلث کارپمن, اریک برن و کلاد اشتاینر, قربانی ناجی زجر دهنده, تحلیل رفتار متقابل
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

دیدگاههای زمانی - فیلیپ زیمباردو

 

فیلیپ زیمباردو یکی از مشهورترین روانشناسان معاصر است که تحقیقات او در دانشکده روان شناسی دانشگاه استنفورد (بویژه آزمایش زندان) از معروفیت خاصی برخوردار است.

اخیرا در خبرنامه بهار 93 انجمن روان شناسی اجتماعی ایران مطلب جالبی از ایشان در خصوص دیدگاه های زمانی افراد و تاثیر این نگرش ها بر موفقیت و خوشبختی آنها خواندم که بنظرم با بحث تحلیل رفتار متقابل اریک برن نیز نقاط مشترک و هماهنگی هایی دارد.

 در قسمت ذیل مطلب مورد نظر از خبرنامه انجمن روان شناسی اجتماعی عینا نقل می شود:

 

 

 

دیدگاههای زمانی

سخنرانی دکتر فیلیپ زیمباردو در همایش TED

 

میخواهم مسائلی را درباره قدرت پنهانی «زمان» با شما در میان بگذارم. بیایید به مکالمه ای که اساس وسوسه شدن آدم بود گوش فرا دهیم.

- (حوا): آدم! اینقدر سوسول نباش! یه گاز بزن. من زدم!

- ( شیطان): آدم، فقط یه گاز. حوا رو تنها نذار!

- (آدم ):  نمیدونم دوستان. نمیخوام تو دردسر بیافتم! خیلی خوب. یه گاز. مگه چی میشه؟

 

زندگی پر از وسوسه است. همش راجع به احتیاط و امتناع است.آره، نه ، الان، بعد ، بدون فکر، با فکر، تمرکز روی حال، تمرکز روی گذشته. تعهد اتِ به خویشتن داری قربانی خواسته های لحظه ای میشود.

از میان دخترانی که به خودشان قول نجابت و باکرگی داده اند، اکثرشان (حدود 63%) در کمتر از یک سال مغلوب تمایلات جنسیشان شدند. و اکثرشان هم بدون استفاده از روشهای ضد حاملگی!  چه قولهایی!

حالا بیایید بچه های 4 ساله را وسوسه کنیم و به آنها شیرینی بدهیم . میتونن الان یک شیرینی بگیرن. ولی اگر صبر کنن، تا محقق برگردد، میتونن دو تا شیرینی بگیرن. البته که اگر شیرینی دوست داشته باشین به نفعتونه که صبر کنید .دو سوم این بچه ها مغلوب وسوسه میشوند. نمیتوانند صبر کنند. بچه های دیگر البته صبر میکنند. آنها به وسوسه شان غالب میشوند. « الان» را برای «بعد» به تاخیر میاندازند.

والتر میشل ، همکار من در دانشگاه استنفورد، 14 سال بعد برگشت، تا سعی کند تفاوت بین این بچه ها را بیابد. تفاوتهای بسیار بزرگی بین بچه هایی که مقاومت کردند و بچه هایی که مغلوب وسوسه شدند بود. آنهایی که مقاومت کردند نمراتشان در امتحان حدود 253 نمره بالاتر بود. این خیلی مسأله بزرگی است. مثل یک رده هوشی SATمتفاوت است. آنها مشکلات و درگیریهای کمتری داشتند. دانش آموزان بهتری بودند .با اعتماد به نفس و مصمم بودند. و نکته اصلی، برای من و شما اینست که آنها بجای حال متمرکز بر آینده بودند.

خب، پس « دیدگاه زمانی» چیست؟ این مسئله ای است که امروز می خواهم درباره آن صحبت کنم. دیدگاه زمانی بررسی فرآیندی است که در آن افراد، همه ما، روند تجربیات انسانی خود را با توجه به حوزه های زمانی تقسیم بندی میکنیم. و این به طور خودکار و ناخودآگاه اتفاق میافتد. این حوزه های زمانی در فرهنگها، کشورها، افراد، طبقات اجتماعی، و رده های تحصیلاتی متفاوت متغیر است. و مشکل اینست که اینها )حوزه های زمانی( گاهی به یک سو متمایل میشوند. به این دلیل که یاد می گیریم بعضی را بیش از حد و بعضی را کمتر استفاده کنیم.

چه چیز تعیین کننده هر کدام از تصمیمات شماست؟ شما تصمیمی را میگیرید که بر اساس آن عمل خواهید کرد.برای بعضیها، )این تصمیمات( راجع به شرایط فعلی است، کارهایی که دیگران میکنند و طوری که خودشان احساس می کنند . و این افرادی که اینگونه تصمیمگیری میکنند را «حالگرا» میخوانیم، به این دلیل که تمرکز آنان روی حال است.

برای بعضی زمان حال مهم نیست، مهم این است که این موقعیت چه شباهتی به «موقعیتهای قبلی که تجربه کرده اند دارد؟» پس تصمیماتشان بر اساس خاطرات و تجربیات گذشته است. و ما این افراد را به این دلیل که تمرکز آنان روی گذشته است «گذشته گرا» میخوانیم.

برای بعضی گذشته یا حال مهم نیست، همه چیز راجع به آینده است. تمرکز آنها بر  پیش بینی پیامدهاست. ارزیابی هزینه ها و فواید. ما این افراد را «آینده گرا» می خوانیم. تمرکز آنها بر «چه خواهد شد» است.

پس، میخواهم بگویم که، «تضاد زمانی» که همان تضاد در، «دیدگاه زمانی» است چیزی است که بر تمام تصمیمات شما تأثیرگذار است ، و شما از آن بی خبرید .خصوصا به آن میزانی که شما به یکی از این «حوزه های زمانیِ به یک سو متمایل» وابسته اید. البته این حوزه های زمانی شش تا هستند. دو حالت حال گرایی داریم .همچنین دو حالت گذشته گرایی و آینده گرایی وجود دارد. شما می توانید روی «گذشته گرایی منفی» یا « گذشته گرایی مثبت » تمرکز داشته باشید. میتوانید «حال گرای خوشگذران» باشید. خصوصا به لذایذ زندگی توجه کنید. یا می توانید «حال گرای معتقد به جبر» باشید: هیچ نیز مهم نیست، زندگی شما مقدر شده است. می توانید «آینده گرای هدفمند» باشید یا می توانید «آینده گرای ماوراء الطبیعه» باشید: باور کنید که زندگی پس از مرگ شروع میشود. ایجاد انعطاف روانی برای تغییر جهت «دیدگاه زمانی» متناسب با شرایط، مسئله ای است که باید یاد بگیرید.

پس، خیلی سریع، دیدگاه زمانی بهینه چیست؟ گذشته گرایی مثبت بالا، آینده گرایی هدفمند متعادل، و حالگرایی خوشگذرانی متعادل. و همیشه گذشته گرایی منفی پایین و حالگرایی معتقد به جبر پایین. پس بهترین ترکیب دیدگاه زمانی را از گذشته می گیریم، گذشته گرایی مثبت به شما رگ و ریشه میدهد؛ خانوادتان، هویتتان و خودتان را به هم وصل میکنید. چیزی که از آینده میگیرید بال و پر است برای صعود به مقاصد و چالشهای جدید. آن چه از حالگرایی خوشگذران میگیریم انرژی است؛ انرژی برای کشف خود، مکانها، آدمها، و حسهای نفسانی.

هر دیدگاه زمانی غیر از این، جنبه های منفی بیشتری از جنبه های مثبت دارد. آینده گراها چه چیزهایی را فدای موفقیت میکنند؟ وقتگذرانی با خانواده و دوستان را فدا می کنند. اوقات خوش را فدا میکنند. لذتهای شخصی را فدا میکنند. سرگرمی هایشان را فدا میکنند. از خوابشان میزنند. پس سلامتیشان تحت تأثیر قرار می گیرد و برای کارشان، دستاوردهایشان، و قدرت کنترل، زندگی میکنند. مطمئنم این موضوع برای بعضی مخاطبان TED آشناست.  

و برای من هم آشنایی دارد.  من در جنوب «بورانکس» (در نیویورک) در محله ای فقیرنشین، در خانواده ای سیسیلی، بزرگ شدم. همه در گذشته و حال زندگی میکردند. من به عنوان یک آدم آینده گرا اینجا هستم کسی که به اوج رسید و تمام این  «فداکاری ها» را کرد به بخاطر اینکه معلمانم مداخله کردند و مرا به یک آینده گرا تبدیل کردند. به من گفتند «این شیرینی را الان نخور، برای اینکه اگر صبر کنی دو تا میگیری». تا اینکه  یاد گرفتم متعادل باشم. من «حالگرایی خوش گذرانی» و تمرکز بر «گذشته گرایی مثبت»  را نیز اضافه کردم. به همین دلیل الان در سن 76 سالگی با نشاط تر و مفیدتر از همیشه ام، و از همیشه خوشحالترم.

فقط میخواهم بگویم که این موضوع به خیلی از مشکلات دنیا مربوط میشود؛ تغییر میزان ترک تحصیل بچه های مدرسه ای، مبارزه با اعتیاد، افزایش سلامت دندان، درمان سربازانی که بیماری «استرسِ پس از سانحه» دارند با استعارههای زمانی - درمان های معجزه آسا - ترویج صرفه جویی و نگهداری، تقلیل دوره توانبخشی جسمانی در جایی که میزان انصراف50 درصد است، تغییر نوع جاذبه ها در تروریست های انتحاری ، و اصلاح درگیریهای خانوادگی با عنوان درگیری حوزه های زمانی.

میخواهم حرفهایم را اینگونه پایان دهم؛ خیلی از معماهای زندگی را میتوان با درک دیدگاههای زمانی خود و دیگران حل کرد. و این ایده خیلی ساده و واضح است، ولی من فکر میکنم پیامدهای آن خیلی عمیق اند.

 

لازم به ذکر است مطالب فوق الذکر در سخنرانی مجازی پرفسور زیمباردو در زمینه دیدگاه های زمانی در دومین کنگره ملی روان شناسی اجتماعی ایران در مورخ 15/12/92 ارائه شده است.


برچسب‌ها: دیدگاههای زمانی, فیلیپ زیمباردو, مدیریت زمان, حال گرایی, گذشته گرایی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

برگزاري دوره رفتار سازماني و ارتباطات موثر در سازمان تامين اجتماعي

 

برگزاري دوره رفتار سازماني و ارتباطات موثر

در اداره كل تامين اجتماعي تهران بزرگ

 

كارگاه آموزشي «رفتار سازماني و ارتباطات موثر» در اداره كل تامين اجتماعي تهران بزرگ برگزار شد.

دوره مذکور شامل دو بخش کلی بود در بخش اول كه به موضوع رفتار سازماني اختصاص داشت، اهداف ذيل مد نظر قرار داشت :

آشنا ساختن مخاطبين با انواع رفتارهای سازمانی و نحوه مدیریت آنها، و همچنين آشنايي با چگونگي آغاز و تکوین مدیریت رفتار سازمانی، درک مفهوم و ميزان اهميت شاخصهاي تاثير گذار بر رفتار كاركنان در ابعاد فردی، گروهی و سازمانی، يادگيري نحوه ایجاد تغییر در ابعاد مورد نظر و بررسی تاثیر ساختارسازمانی، فرهنگ سازمانی، سبک مدیریت و نوع تفکر و نگرش مدیران بر رفتار كاركنان و توسعه خلاقیت، نوآوری و پویایی در سازمان.

در بخش دوم از دوره مذکور(ارتباطات موثر) ، ارتباطات و اثربخشی ارتباطات تعریف شده و اهمیت ارتباطات در موفقیت های فردی و سازمانی، مدل ارتباطی، موانع ارتباطات موثر و...  تشریح شد. در ادامه به برخی از تکنیکهای ارتباطات اثربخش ( از جمله تحليل رفتار متقابل، پنجره جوهري و ... ) اشاره شده و با استفاده از روشهاي ذكر شده، تمرينهايي جهت بهبود ارتباطات اجرا گرديد.

 


برچسب‌ها: كارگاه آموزشي, برگزاري دوره رفتار سازماني و ارتباطات موثر, تحليل رفتار متقابل
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

رزومه حسين رضازده

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

برگزاري دوره «فرهنگ سازمانی و ارتباطات موثر»

برگزاري دوره «فرهنگ سازمانی و ارتباطات موثر»

در صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم

 

 دوره آموزشی فرهنگ سازماني و ارتباطات موثر در صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم برگزار گردید. دوره مذکور شامل دو بخش کلی بود در بخش اول كه به موضوع فرهنگ و فرهنگ سازماني اختصاص داشت، ابتدا به تعریف فرهنگ، ابعاد و لایه های مختلف آن، ریشه های شکل گیری فرهنگ و اهمیت نقش آن در شکل گیری افکار و رفتار افراد پرداخته شد. سپس فرهنگ سازمانی، نقش آن در جهت دهي به رفتار كاركنان و اهمیت آشنایی با آن برای مدیران و کارکنان، چگونگی شکل گیری فرهنگ سازمانی، و ... تشریح شد. همچنین به چند مطالعه مهم در خصوص تفاوتهای فرهنگی بین جوامع مختلف (از جمله مطالعات گرت هافستد و کلاکهان و استرادبک و ...) اشاره گردید.

در بخش دوم از دوره مذکور(ارتباطات موثر) ، ارتباطات و اثربخشی ارتباطات تعریف شده و اهمیت ارتباطات در موفقیت های فردی و سازمانی، مدل ارتباطی، موانع ارتباطات موثر و...  تشریح شد. در ادامه به برخی از تکنیکهای ارتباطات اثربخش ( از جمله تحليل رفتار متقابل، پنجره جوهري و ... ) اشاره شده و با استفاده از روشهاي ذكر شده، تمرينهايي جهت بهبود ارتباطات اجرا گرديد.

سر فصل مطالب قسمت اول دوره (فرهنگ سازماني) :

-         ويژگيهاي عمومي فرهنگ سازماني

-         عوامل موثر بر فرهنگ سازمانی

-         سطوح فرهنگ سازماني

-         مقايسه فرهنگهاي ضعيف با فرهنگهاي قوي

-         اثرات سازنده و ويرانگر فرهنگ سازماني

-         ارتباط فرهنگ سازماني با ساير مولفه هاي سازمان

-         نقش فرهنگ در اثربخشي و كارآيي سازمان

-         انواع‌ فرهنگ سازماني‌

-         ايجاد و حفظ فرهنگ سازماني

-         شيوه هاي فراگيري فرهنگ در سازمان

-         تغيير فرهنگ‌ سازماني‌

 -         آشنايي با تحقيقات مختلف در رابطه با فرهنگ سازماني و ملي

-         تفاوت و ارتباط بين فرهنگ سازماني و فرهنگ ملي

-         ويژگيهاي فرهنگ از ديدگاه هافستد

-         فاصله ميان افراد در جامعه بر پايه قدرت و اختيار

-         ميزان اجتناب از مخاطره(ريسك پذيري و محافظه كاري)

-         گرايش فردي در برابر گرايش گروهي

-         گرايش مردسالاري در برابر زن سالاري

-         تاثير ويژگيهاي فرهنگي بر رفتار افراد در سازمانها و جامعه

 

سر فصل مطالب قسمت دوم دوره (ارتباطات موثر):

بخش اول: ارتباطات و اثربخش ارتباطات

–       ارتباطات چیست

–       ارتباطات اثربخش چیست و به چه عواملی بستگی دارد

–       موانع ارتباطات موثر

–       ادراک چیست و چه تاثیری بر ارتباطات دارد؟

–       خطاهای ادراکی چه چیزهایی هستند؟

–       شخصیت ، نگرش و یادگیری چه تاثیری بر ارتباطات دارند؟

 

بخش دوم: آشنایی باتحليل رفتار متقابل يا تجزیه و تحلیل تعاملی (Transactional Analysis)

–       چگونگی شکل گیری شخصیت

–       شخصیت از نگاه تحليل رفتار متقابل 

–       مبانی تحليل رفتار متقابل (تجزیه و تحلیل تعاملی)

–       تاثیر تحليل رفتار متقابل (تجزیه و تحلیل تعاملی) بر اثربخشی ارتباطات

–       کودک درون چیست

–       حالات من شخصیت (والد – بالغ – کودک)

–       مراودات بین حالات من

–       تمرین هائی برای بهبود ارتباطات

–       اختلال در شخصیت از دیدگاه تحليل رفتار متقابل (تجزیه و تحلیل تعاملی)

–       نوازش ها و انواع آن

–       بازی های روانی

–       وضعیت زندگی

–       تحلیل زندگی نامه یا پیش نویس زندگی

 

بخشسوم: پنجره جو-هری

–       آشنایی با مبانی پنجره جوهری

–       ابعاد مختلف شخصیت (خود آشكار ، خود نهان ، خود كور ، خود نامكشوف)

–       ساز و كارهای موثر بر شناخت فرد و ديگران از همديگر

–       خود گشودگی یا خودبازنمائی

–       مزایای خود بازنمایی

–       موانع خودبازنمائی

–       سطوح بهینه خودبازنمائی

–       تمرین ها (ارزیابی خودبازنمائی، عادت کردن به خود بازنمائی)

 

بخش چهارم: مهارتهای شنود موثر

–       شنود موثر چیست؟

–       گوش کردن واقعی و نمایشی

–       موانع گوش کردن

–       چهار گام برای گوش کردن موثر

–       مدل دريافت شنونده

–       سبكهاي شنود (نتيجه اي، چرايي، فرا گردي)

–       سبکهای ارتباطی

 

بخش پنجم: ارتباطات غیرکلامی

–       اشاره ها و حركتها در هنگام سخن گفتن 

–       حالتهاي چهره

–       شكلهاي نگاه

–       حركتهاي بدن

–       چگونگي قرار دادن بدن

–       چگونگي حمايت از پيام خود با حركتهاي دست 

–       چگونگي استفاده از فضا و مكان در روابط متقابل شخصي

–       چگونگي حركت بدن در ارتباط با ديگران

 

 


برچسب‌ها: كارگاه آموزشي ارتباطات موثر, دوره تحليل رفتار متقابل
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

كودك درون شاد

تعریف شادی از نظر روان شناسی چیست؟

 

گفتگو با آقای منصور بهرامی (روان شناس و عضو انجمن بین المللی تحلیل رفتار متقابل)

 


 

در تحلیل رفتار، ساختار شخصیت را به 3 بخش تقسیم می كنند (كودك، بالغ، والد). این نظریه تكامل یافته نظریه فروید است. كودك به مفهوم خردسالی نیست. آن قسمت از ساختار شخصیت ما است كه دنبال احساسات، عواطف، شادی، شادمانی و خشم است. (البته شادی و خشم ذاتی نه اكتسابی) و در حقیقت بخش كودك در شخصیت ماست كه شادی آفرین است و اصولاً این امر بستگی به سن ندارد. دقیقاً! یك مرد و یا زن مسن 70 یا 80 ساله هم با فعال بودن بخش كودك وجودش می تواند شاد بوده و احساس شادمانی كند. وقتی كسی كودك درونش فعال نیست، این فرد به صورت دلمرده و غمگین است. ما خیلی از آدم ها را می بینیم كه به دنبال ارزش ها و تعصبات خود هستند و كودك درون خود را طرد كرده اند. یعنی این آدم ها نیز كودك درون دارند اما با پیروی از تعصبات خشك، این بخش از شخصیت آنها غیر فعال شده و كودك درون آنها افسرده است. مثلاً وقتی فرد مسنی را می بینیم كه در مراسمی مانند چهارشنبه سوری با شادی فراوان از روی آتش می پرد، این حركت در حقیقت ناشی از فعال بودن كودك درون اوست كه تولید شادی می كند. یا مثلاً پدربزرگ یا مادر بزرگی كه با شادی فراوان با نوه كوچك خود بازی می كند، این دقیقاً بازتاب حضور كودك درون اوست. پس ما باید شادی ها را در بخش كودك درون خود، پیدا كنیم.

 


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, شادي, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تنها ۶ تابستان، کافی است...

تنها ۶ تابستان، کافی است...

 

دنیای کودکی، دنیای سرنوشت سازی است. تنها شش تابستان پس از تولد، کافی است که شخصیت آینده فرد و چه بسا سرنوشتش رقم خورد.

پذیرش اینکه دنیای کودکی نقشی اساسی در زندگی ما ایفا می کند، دشوار می نماید. اما اگر بسیاری از مشکلات ارتباطی افراد را در خانواده و جامعه ریشه یابی کنیم، سرنخ قضیه به همان دوران کودکی و رفتار پدر و مادر برمی گردد.

...


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

سرنوشت را از سر بنویسید

سرنوشت را از سر بنویسید

 

 هــمـــه افـــراد دركــل زنــدگــــی خـــــود دارای پــــــیـــش نــویـــس مخصوص به خود هستند كه این پیش نویس در كودكی آنها ‌آماده شده و براساس آن، مجموع وقایع زندگی را تنظیم می كنند. سوال اینجاست كه پیش نویس افراد برچه ‌اساسی در كودكی آماده و مشخص می شود؟ پیش نویس ها براساس تصمیم هایی در كـــودكـــی تـــعــیـــیــن می شــــــود ‌كــــه بــر مــــبــنـــــای درك هــركــودك از وقایع محیط مشخص می گردد. ...


برچسب‌ها: پيش نويس زندگي, نمايشنامه زندگي, سناريوي زندگي, تحليل رفتار متقابل
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

جملات قصار اريك برن

 

جملاتي از اريك برن

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: اريك برن, تحليل رفتار متقابل
+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

درباره اریک برن و پیدایش علم تحلیل رفتار متقابل

 

 درباره اریک برن و پیدایش علم تحلیل رفتار متقابل

 

زمانی که اریک برن (1970 – 1910) تصمیم گرفت به درمانجویان خود، و به معلمانش گوش کند، به طور تصادفی به پدیده ارتباط مردم به صورت والد، کودک و بالغ،  دست یافت. او مدت ده سال به اجرای روانکاوی مشغول بود و یاد گرفته بود هر چیزی را که درمانجویان میگفتند، به زبان نظری که از معلمانش آموخته بود برگرداند، بنابراین وقتی که درمانجویی به او گفت، "احساس میکنم انگار پسربچه ای در درون دارم" ، برن، طبق معمول این پسربچه را به تقلید از اتوفنیکل بصورت آلت مردی درونفکنی شده تعبیر کرد. اما به جای اینکه از خودش بپرسد «اتوفینکل در این مورد چه خواهد گفت؟» از درمانچو پرسید، درباره آن چه فکری میکند. مشخص شد که درمانجو دقیقاً مثل یک پسر بچه احساس میکرده است و همین احساس، مهمترین واقعیت بالینی در تعیین روند زندگی او بود. وقتی که درمان پیش رفت، برن در زمان مناسب پرسید، «کدام جزء او حرف میزند، پسربچه یا مرد عاقل و بالغ؟» 

 در همان لحظه، با پرسیدن این سؤال، تحلیل تبادلی متولد شد.

 


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (8)

می خواهم بزرگ شوم

 

به تفاوت های فردی فرزندانتان توجه کنید. تئوری دیگری که در مشاوره در مورد مشکلات ارتباطی انسانها از جمله نوجوانان تاثیرات بسزایی گذاشته است، تئوری تحلیل رفتار متقابل اریک برن است . وی معتقد است که در شخصیت انسان سه جنبه وجود دارد: والد - کودک - بالغ. این سه جنبه شخصیت در انسان بین تولد تا پنج سالگی شکل می گیرد.

...

 


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

افسانه‌های بدبختی - پيش نويس زندگي

افسانه‌های بدبختی

 

خیلی کارها هست که روزی فکر می‌کردم نمی‌توانم انجام دهم. بعضی‌هاشان واقعن کارهای مهمی نبودند، ‌ولی از خودم انتظار نداشتم که بلدشان شوم. فکر می‌کردم انجامشان از آدمی مثل من قرار نیست بر بیآید . چرا؟

چرا؟ خب روانشناسان تحلیل رفتار متقابل به چیزی اعتقاد دارند به نام پیش‌نویس. چیز عجیب و غریبی نیست و لازم نیست فقط روانشناس تحلیل رفتار متقابل باشید تا بدانید چیست. ...


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, پيش نويس زندگي, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

موضوع تحليل رفتار متقابل در فيلم سينمايي آتش بس (تهمينه ميلاني)

ميزگردي درباره روانشناسي و سينما به بهانه فيلم آتش‌بس

 با حضور تهمينه ميلاني و دكتر شيري

 

 

 

ايما- اولين سوال ما از آقاي دكتر اين است كه وقتي اولين بار آتش بس را ديديد، از تصوير روانشناس در اين فيلم  و شيوه برخورد خانم ميلاني با اين مقوله راضي بوديد؟ سوال بعدي هم اين كه آيا موضوع آتش بس الگوي مناسبي براي آدابته كردن كتاب هاي روانشناسي هست؟

 ....


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (7)

تحليل رفتار متقابل چيست؟

 

از سال 1970 TA بصورت رسمي در جهان شناخته شد وبنيانگذار آن دكتر اريك برن ميباشد. اين نظريه داراي ديدگاههاي روانشناسي فردي و اجتماعي است.

TA (تحليل رفتار متقابل) راهي است براي آنكه ببينيم بين مردم و درون مردم چه مي گذرد. با اين روش ميتوان روشن كرد كه در لايه هاي زيرين ارتباطات جاري بين انسانها به واقع چه چيزي در حال رخ دادن است و انتخابهاي ديگري را نشان ميدهد كه كساني كه درگير آن روابط ميباشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب كنند.

 

 

TA بطور گسترده اي در اين زمينه ها مورد استفاده قرار ميگيرد:

...


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (6)

تحلیل رفتار متقابل

 

تحلیل تبادلی یا تحلیل رفتار متقابل اولین بار توسط اریک برن روانشناس شهیر متولد شد. تحلیل تبادلی به عنوان یک نظریه آسیب شناسی روانی و تبیین راه حل برای آن خودنمایی می کند.

 

 

تحلیل تبادلی ریشه در روانکاوی دارد. با اینکه اریک برن همیشه از تفاوت نظریه خود با نظریات فروید سخن می گفت ، اما اصول اساسی ناهوشیار و تأثیرات عمیق دوران کودکی را از مکتب روانکاوی به ارث برده است.

....


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (5)

تحلیل رفتار متقابل

بدون شک باید اریک برن را یکی از مشهورترین روانشناسان معاصر بدانیم. کتاب "بازیها" ی او نیز با فروش کم نظیرش ثابت کرد مردم او را دوست دارند. شاید چون او خیلی راحت و خودمانی از روانکاوی صحبت می کند و مانند فروید گرفتار الفاظ و تئوریهای پیچیده نشده است.

 

 

نام اصلی اش اریک لنارد بِرنِشتاین بود و در سال ۱۹۱۰ در شهر مونترآل کانادا متولد شد. پدر او یک پزشک عمومی و مادرش نویسنده و ویرایشگری حرفه ای بود. در سال ۱۹۳۵ اریک پدرش را به علت بیماری سل از دست داده بود و پس از آن با تشویق مادرش تصمیم گرفت دکتر شود. از این رو راهی دانشگاه مک گیل شد.

...


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چيست؟ (4)

تحلیل رفتار متقابل

این مبحث از علم روانشناسی بیشتر در مورد شخصیت افراد است برای دانستن و بهبود بخشیدن نظام باورها و تغییرات شخصی و درک رفتارهای اجتماعی ...مباحث تحلیل رفتار متقابل  بسیار وسیع است و ما اینجا فقط گزینده ای از مطالب آنرا بازگو میکنیم.....هر شخص دارای سه نوع حالت نفسانی است: (والد..بالغ..کودک)..این الگوهای رفتاری توسط اریک برن ایجاد شده است .. او معتقد بود انسانها دارای نهاد خوبی هستند و همه توانایی فکر کردن دارند...

 

 

حال به تعریف هر یک از این الگوها می پردازیم...

 


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چيست؟(3)

 

تحليل روابط متقابل

 

 

خاستگاه اصلي هر ارتباط خود فرد است، اکثر افراد فکر تغيير دادن ديگران هستند تا دنيايي بهتر داشته باشند در صورتيکه نبايد از روبرو شدن با واقعيت خود ترس داشته باشند و به جاي تغيير ديگران بکوشند خود را تغيير دهند نظریه تحليل رفتار متقابل( اريک برن)مي گويدرفتار انسانها معرف شخصيت آنان نيست بلکه رفتار قابل تغيير است و هيچ  کس کامل نيست لذا در حيطه عاطفي هدفهاي تربيتي از افراد شخصيت هايي مي سازد که بتواند با تمام ظرفيت خويش با محيط تعامل کنندو به استعدادهاي بالقوه خويش تحقق بخشند و زندگي پر بار تري را تجربه کنند. انسان همواره مي خواسته به چگونگي روابط خود با ديگران پي برده و پوياييهاي آنرا شناسايي کند و اعتقاد به دو بعد خوب و بد در انسان و کشمکش بين آنها از آغاز پيدايش انسان رايج بوده و در سرتاسر تاريخ و فلسفه اديان از آن ياد شده است در همين راستا اين نظريه يک مدل ساده از خود شناسي انسان ارايه کرده و در تحليل ساختار شخصيت مي گويد ما داراي سه گونه عمل و رفتار مي باشيم که شامل 1-والد 2-بالغ 3-کودک مي باشد اين سه بخش در تعامل با يکديگر بوده و انواع متفاوتي از شخصيت، رفتار و شيوه زندگي را مي سازند زماني که انسان به دنيا مي آيد فقط هسته درون که رنگ الهي دارد در او وجود دارد و در تعامل با والدين با ارزشها، باورها، سنتها و فرهنگ ها و..... آشنا شده و در مرحله تعامل با محيط بخش بالغ و متفکر و محاسبه گر فعالتر مي شود. بنابراين با کمک تحليل رفتار از سه جنبه مهم شخصيت انسان مي توان به شناخت رفتاري، احساسي و ذهني رسيد. لذا فرد سعادتمند کسي است که هماهنگي و دمسازي و نفوذ پذيري اين سه بخش شخصيت در او وجود داشته و ارتباط آن دچار اختلال نشده باشد با توجه به لزوم ارتباط دروني و بيروني اين سه بخش شخصيت، به حالات نفساني هر بخش اشاره کوتاهي مي کنيم.

...
 


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

تحلیل رفتار متقابل چيست؟ (2)

تحلیل رفتار متقابل چيست؟

 یکی از روش های توصیف شخصیت است. این روش با تقسیم کردن شخصیت به سه بخش کودک، والد و بالغ با توضیح و توصیف کل رفتارهای انسان از طریق این سه بخش اطلاعات بسیارمفید و کاربردی را به ما می دهد.

 


برچسب‌ها: تحلیل رفتار متقابل, اریک برن, کودک, بالغ, والد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت   توسط ح. رضازاده  | 

مطالب قدیمی‌تر